خبرگزاری مهر، گروه استانها: آدمها بعد از رفتن، تازه بیشتر دیده میشوند؛ انگار شهادت، پردهای را کنار میزند تا عظمت روحشان آشکارتر شود. مردانی که شاید در هیاهوی روزمرگی، بیصدا و بیادعا زندگی میکنند، اما وقتی آسمانی میشوند، تازه خیلیها میفهمند ستونهای آرام این سرزمین چه کسانی بودند. چهاردهم اسفندماه ۱۴۰۴ برای مردم شیراز فقط […]
خبرگزاری مهر، گروه استانها: آدمها بعد از رفتن، تازه بیشتر دیده میشوند؛ انگار شهادت، پردهای را کنار میزند تا عظمت روحشان آشکارتر شود. مردانی که شاید در هیاهوی روزمرگی، بیصدا و بیادعا زندگی میکنند، اما وقتی آسمانی میشوند، تازه خیلیها میفهمند ستونهای آرام این سرزمین چه کسانی بودند.
چهاردهم اسفندماه ۱۴۰۴ برای مردم شیراز فقط یک روز تلخ نبود؛ روزی بود که بار دیگر صدای انفجار و بوی خون، حقیقت دشمنی استکبار جهانی با ملت ایران را فریاد زد. حملهای که در حوالی میدان ستاد شیراز رخ داد، نهتنها خانوادههایی را داغدار کرد، بلکه نام مردانی را در حافظه این شهر ماندگار ساخت که امنیت، عزت و آرامش مردم را با جان خود معنا کردند.
در میان شهدای آن حادثه، نام شهید ابوذر حبیبی بیش از همه در ذهن اطرافیانش با اخلاق، ایمان، نجابت و مسئولیتپذیری گره خورده است؛ مردی از دیار بوانات استان فارس که به گفته نزدیکانش، زندگی را با صداقت آغاز کرد، با خدمت ادامه داد و با شهادت به پایان رساند.
وقتی پای صحبتهای نجمه رستمی، همسر شهید مینشینی، روایت فقط روایت یک شهید نیست؛ روایت زنی است که از یک همسر مهربان، یک پدر دلسوز، یک مرد مؤمن و یک انسان مردمدار سخن میگوید.
مردی که نماز اول وقت، لقمه حلال، احترام به مردم و عشق به خانواده، ستونهای اصلی زندگیاش بود و سرانجام همانگونه که آرزو داشت، سربلند و باعزت در راه دفاع از وطن به دیدار معبودش شتافت.
مردی که با صداقت زیست و با عزت شهید شد
نجمه رستمی، همسر شهید ابوذر حبیبی، در گفتگو با خبرنگار مهر از مردی سخن میگوید که برای خانوادهاش فقط یک همسر و پدر نبود؛ تکیهگاهی امن، رفیقی صمیمی و پناه روزهای سخت بود.
وی با صدایی آمیخته به دلتنگی میگوید: ابوذر تمام وجودش را وقف مردم و اعتقاداتش کرده بود. هیچوقت برای خودش زندگی نکرد. همیشه دغدغه دیگران را داشت و آخر هم خدا مزد این خلوص را با شهادت به او داد.
نماز اول وقت، محور زندگیاش بود
رستمی از منش اخلاقی همسرش چنین روایت میکند: نماز اول وقت برای ابوذر از هر کاری مهمتر بود. فرقی نمیکرد خسته باشد یا گرفتار کار؛ محال بود اذان را بشنود و نمازش را عقب بیندازد.
خانهشان در کنار مسجد امام جعفر صادق(ع) شیراط قرار داشت و همین نزدیکی، پیوند شهید با مسجد را عمیقتر کرده بود.
همسر این شهید گفت: هر وقت خانه بود، با شنیدن صدای اذان بیدرنگ راهی مسجد میشد. همیشه نمازش را به جماعت و اول وقت میخواند و معتقد بود برکت زندگی از همین نمازهاست.
اما ایمان ابوذر تنها در عبادت خلاصه نمیشد؛ حساسیت عجیبش به لقمه حلال، بخشی از شخصیت کمنظیر او بود.
رستمی گفت: ابوذر همیشه میگفت نانی که سر سفره خانواده میآید باید پاک و حلال باشد. وجدان کاری عجیبی داشت و باور داشت اگر انسان کارش را درست انجام دهد، دعای خیر مردم پشت سرش میماند.

پدری که برای فرزندانش رفیق بود
ثمره زندگی مشترک شهید ابوذر حبیبی، دو فرزند است؛ فرزندانی که به گفته مادرشان، دلبستگی عجیبی به پدر داشتند.
رستمی با بغض ادامه میدهد: ابوذر برای بچهها فقط پدر نبود؛ رفیقشان بود. هر چقدر هم خسته از سر کار برمیگشت، وقتی بچهها را میدید خستگی را فراموش میکرد. با آنها بازی میکرد، حرفهایشان را با حوصله گوش میداد و فضای خانه را پر از آرامش و لبخند میکرد.
وی مکثی میکند و آرام گفت: ابوذر امنیت قلب خانه ما بود
این کار امانت مردم است
همسر شهید، از تعهد مثالزدنی ابوذر در محیط کار نیز سخن میگوید؛ از مردی که مسئولیتپذیری را نه یک وظیفه اداری، بلکه یک تکلیف شرعی و انسانی میدانست.
وی ادامه داد: هر کاری به او سپرده میشد، تا بهترین نتیجه را نمیگرفت آرام نمیشد. همیشه میگفت این میز و مسئولیت، امانت مردم است و باید با صداقت حفظ شود.
به گفته رستمی، شهید حبیبی اعتقاد داشت دقت و صداقت در کار، برکت زندگی انسان را بیشتر میکند و همین نگاه باعث شده بود در میان همکاران و اطرافیانش به خوشنامی شناخته شود.
لحظهای که ستون خانه آسمانی شد
اما روایت همسر شهید، در بخش شهادت ابوذر رنگ دیگری میگیرد؛ رنگی از داغ، افتخار و صبوری.
وی درباره روز حادثه میگوید: در روزهای تلخ اسفندماه ۱۴۰۴، هنگام حمله ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی و آمریکا به حوالی میدان ستاد شیراز، ابوذر به همراه دوستانش در مسیر دفاع از وطن به شهادت رسید.
سختترین بخش روایت، لحظهای است که خبر شهادت به خانواده میرسد؛ لحظهای که هنوز هم در صدای همسر شهید میتوان سنگینی آن را احساس کرد.
وی گفت: اول خبرها پراکنده بود. فضای مجازی پر شده بود از تصاویر و اخبار ضد و نقیض. دلشوره عجیبی داشتیم تا اینکه همرزمانش تماس گرفتند ، از صدایشان فهمیدم اتفاق بزرگی افتاده ، همان لحظه فهمیدم ستون خانهام آسمانی شده است.
رستمی در پایان، با وجود تمام داغی که بر دل دارد، با افتخار از همسر شهیدش یاد میکند و گفت: افتخار میکنم همسر مردی بودم که با عزت زندگی کرد، پاک ماند و سربلند به دیدار خدا رفت. ابوذر رفت، اما راه و نامش برای همیشه در قلب ما زنده خواهد ماند.





Friday, 29 May , 2026