به گزارش خبرنگار مهر، سعید الهی تهیهکننده سینما و تلویزیون و فعال فرهنگی و رسانهای درباره تحولات و جنگ اخیر ایران یادداشتی نوشت. متن این یادداشت بدین شرح است: «توافقی که شب گذشته میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده حاصل شد، برای من بیش از آنکه یک رویداد صرفاً سیاسی باشد، نشانهای از یک […]
به گزارش خبرنگار مهر، سعید الهی تهیهکننده سینما و تلویزیون و فعال فرهنگی و رسانهای درباره تحولات و جنگ اخیر ایران یادداشتی نوشت.
متن این یادداشت بدین شرح است:
«توافقی که شب گذشته میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده حاصل شد، برای من بیش از آنکه یک رویداد صرفاً سیاسی باشد، نشانهای از یک واقعیت عمیقتر است؛ واقعیتی که سالهاست دشمنان ایران از درک کامل آن ناتوان ماندهاند. آنها همچنان ایران را با همان الگوهایی تحلیل میکنند که برای بسیاری از کشورهای دیگر به کار میبرند، در حالی که ایرانِ امروز حاصل پیوندی کمنظیر از تاریخ، هویت، ایمان، منافع ملی و تجربه مقاومت است.
به اعتقاد من، مهمترین نتیجه تحولات اخیر نه در متن توافق، بلکه در آشکار شدن یک خطای محاسباتی بزرگ نهفته است. آمریکا و رژیم صهیونیستی بار دیگر دریافتند که جمهوری اسلامی ایران و مردم آن بسیار مستحکمتر از تصویری هستند که در اتاقهای فکر خود ترسیم میکنند. تصور فرسایش اراده ملی ایران، همانقدر نادرست بود که تصور حذف نقش ایران از معادلات منطقه.
ایران امروز نه یک بازیگر منفعل، بلکه یکی از مؤثرترین عوامل شکلدهنده به تحولات منطقه است. از موقعیت ژئوپلیتیکی کشور گرفته تا ظرفیتهای بازدارندگی و اهرمهای راهبردی آن، همگی بخشی از واقعیت قدرت ایران هستند. تنگه هرمز تنها یک آبراه نیست؛ نمادی از جایگاه ایران در امنیت و اقتصاد جهانی است. این ظرفیتها نه برای تهدید دیگران، بلکه برای جلوگیری از تهدید علیه ملت ایران اهمیت دارند و تا زمانی که خطر و زیادهخواهی وجود داشته باشد، اهمیت خود را حفظ خواهند کرد.
به عنوان کسی که سالها در حوزه رسانه و فرهنگ فعالیت کردهام، معتقدم یکی از مهمترین میدانهای این نبرد، نه در آسمان و زمین، بلکه در عرصه روایت شکل گرفت. جنگ اخیر نشان داد که انحصار رسانهای غرب دیگر مانند گذشته کارآمد نیست. تفاوت آشکار روایت رسانههای جهان از وقایع منطقه، نشان داد که افکار عمومی جهانی دیگر تنها از یک دریچه به تحولات نگاه نمیکند. در این میدان، آمریکا و اسرائیل با وجود برخورداری از بزرگترین شبکههای رسانهای دنیا، نتوانستند آنگونه که میخواستند افکار عمومی جهان را با خود همراه کنند.
این تجربه برای ما نیز یک پیام روشن دارد. اگر روایت صحیح را بخشی از قدرت ملی میدانیم، باید موانع پیش روی رسانههای داخلی، هنرمندان، مستندسازان، نویسندگان و فعالان فرهنگی را کاهش دهیم. مرجعیت رسانهای زمانی تقویت میشود که اعتماد عمومی تقویت شود و این اعتماد بدون شفافیت شکل نمیگیرد.
به همین دلیل معتقدم در دوره جدید، شفافیت با مردم باید جایگزین بسیاری از ملاحظات و بازیهای سیاسی شود. اگر در توافقات اخیر درباره موضوعاتی همچون لبنان، توقف تجاوزات رژیم صهیونیستی، دریافت غرامت یا عدم مداخله آمریکا در امور ایران تعهداتی وجود دارد، مردم حق دارند از جزئیات تضمینهای اجرایی آن مطلع شوند. تجربه گذشته به ما آموخته است که اعتماد به وعده دشمن بدون ضمانتهای روشن و قابل راستیآزمایی، خطایی پرهزینه خواهد بود.
در عین حال، حفظ وحدت ملی مهمترین وظیفه امروز ما است. اختلاف سلیقههای سیاسی طبیعی است، اما آنچه نباید فراموش شود، اولویت منافع ملی بر هر رقابت و نزاع داخلی است. در شرایط حساس کنونی، حرکت در چارچوب رهنمودهای رهبر معظم انقلاب و پرهیز از دوقطبیسازیهای فرساینده، ضرورتی انکارناپذیر است.
من معتقدم آنچه ایران را به این نقطه رسانده، صرفاً قدرت نظامی یا موفقیت دیپلماتیک نبوده است. این دستاورد حاصل مقاومت مردم، خون شهدا، رشادت نیروهای مسلح، هدایت رهبری و همچنین تلاش همه کسانی است که در میدان فرهنگ و رسانه، روایت درست ایران را به گوش جامعه و جهان رساندهاند. آینده نیز از همین مسیر خواهد گذشت؛ از مسیر ترکیب هوشمندانه قدرت ملی، وحدت اجتماعی، بازدارندگی مؤثر و روایت صادقانه حقیقت.





Monday, 15 June , 2026