به گزارش خبرگزاری مهر، جام جم نوشت: شیخ محمد بن راشد آل ‌مکتوم، معاون رئیس‌ حکومت، نخست‌وزیر امارات و حاکم دبی در پی تنش‌های فزاینده ناشی از جنگ آمریکا و رژیم صهیونی با ایران و تحولات سریع منطقه‌ای با انتشار توییتی معناداربر وطن تجزیه‌ناپذیر(الوطن لا یتجزا)تأکید کرد.این پیام که فراتر از یک عبارت اخلاقی ــ […]

به گزارش خبرگزاری مهر، جام جم نوشت: شیخ محمد بن راشد آل ‌مکتوم، معاون رئیس‌ حکومت، نخست‌وزیر امارات و حاکم دبی در پی تنش‌های فزاینده ناشی از جنگ آمریکا و رژیم صهیونی با ایران و تحولات سریع منطقه‌ای با انتشار توییتی معناداربر وطن تجزیه‌ناپذیر(الوطن لا یتجزا)تأکید کرد.این پیام که فراتر از یک عبارت اخلاقی ــ میهنی به نظر می‌رسد، به‌عنوان هشداری سیاسی تفسیر می‌شود و زنگ خطر شکاف‌های درونی میان امیرنشین‌های امارات را به صدا درآورده است.

تحلیلگران معتقدند این تأکید بر وحدت، به احتمال وجود اختلاف‌نظرهای جدی با برخی حاکمان امارات، به‌ویژه در شارجه، اشاره دارد. محورهای اصلی این اختلافات شامل سیاست اشتباه در تبعات جنگ آمریکا با ایران، گسترش همکاری‌های استراتژیک با رژیم‌صهیونیستی و مهم‌تر از همه، تصمیم یکجانبه خروج از اوپک و اوپک‌پلاس از اول می (یازدهم اردیبهشت) است. خروج ابوظبی از سازمان اوپک، که بدون مشورت با ریاض انجام شد، نه‌تنها ضربه‌ای به انسجام عربی خلیج‏فارس وارد کرد، بلکه نشان‌دهنده همسویی بیشتر با غرب به‌ویژه رژیم‌صهیونیستی در برابر رویکرد محتاطانه‌تر برخی امیرنشین‌هاست. شارجه به‌عنوان یکی از سنتی‌ترین امارت‎ها، ممکن است نسبت به سیاست‌های تقابلی با تهران و عادی‌سازی گسترده با تل‌آویو، بدبینی جدی داشته باشد.

منازعات پشت پرده

یکی از مهم‌ترین موارد اختلاف، رویکرد محافظه‌کارانه و عربی – اسلامی حاکم شارجه، شیخ سلطان بن محمد القاسمی در برابر سیاست‌های تهاجمی‌تر ابوظبی، خاندان آل نهیان است. حاکم شارجه و خانواده‌اش بارها همدردی عاطفی و علنی با فلسطینی‌ها نشان داده‌اند و نسبت به عادی‌سازی روابط با رژیم صهیونیستی و همکاری‌های آموزشی ــ فرهنگی با آن مخالف هستند.شارجه به‌عنوان یکی ازسنتی‌ترین امارت‌های این ائتلاف سیاسی، بر حفظ ارزش‌های اسلامی-عربی محافظه‎کارانه اجتماعی تأکید دارد. همچنین از مدل لیبرال اقتصادی ابوظبی ودبی فاصله دارد. حاکم شارجه با تمرکز بر آموزش، فرهنگ و هویت عربی ــ اسلامی، تصویری متفاوت از امارات ارائه می‌دهد که با غرب‌گرایی و سکولاریزاسیون خاندان آل نهیان همخوانی کمتری دارد.

ابوظبی پیشران توافق خائنانه ابراهیم و گسترش مراودات امنیتی – اطلاعاتی با رژیم صهیونی بوده است اما شارجه رویکرد تنش‌زدایی و حفظ روابط سنتی به‌ویژه با جمهوری اسلامی ایران را ترجیح می‌دهد. در همین راستا، اختلافات ساختاری نیز وجود دارد؛ شارجه با منابع نفتی محدودتر، بر خودکفایی فرهنگی ــ اقتصادی و حفظ خودمختاری محلی اصرار دارد، درحالی‌که ابوظبی با تسلط بر درآمد نفت و تصمیم‌گیری‌های مرکزی، قدرت فدرال را به نفع خود متمرکز کرده است. تصمیماتی مانند خروج از اوپک بدون مشورت گسترده با همه امیران، یا سیاست‌های منطقه‌ای پرهزینه یمن، سودان و …نگرانی‌هایی در شارجه ایجاد کرده است.

ضربه مهلک به ابوظبی

خروج شارجه از اتحاد امارات، فدراسیون را به‌شدت تضعیف خواهد کرده و وحدت سیاسی هفت امارت را به چالش می‌کشد. این جدایی می‌تواند الهام‌بخش جنبش‌های مشابه در رأس‌الخیمه یا سایر امیرنشین‌های کوچک‌تر شود و ابوظبی را به‌عنوان قدرت مرکزی منزوی کند. از منظر منطقه‌ای، عربستان ممکن است از این شکاف برای افزایش نفوذ دیپلماتیک استفاده کند؛ شارجه مستقل احتمالا سیاست خنثی‌تر و نزدیک به هویت عربی – اسلامی سنتی اتخاذ خواهد کرد. این رویداد، تصویر امارات به‌عنوان الگوی اتحاد عربی را نابود کرده و موقعیت ابوظبی در شورای همکاری خلیج‌فارس و روابط با غرب را تضعیف می‌کند.

از نظر اقتصادی، خروج شارجه به از دست رفتن بخشی از بازار داخلی، منابع انسانی و زیرساخت‌های مشترک منجر می‌شود. امارات متحده، بدون شارجه با کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری خارجی روبه‌رو خواهد شد، زیرا سرمایه‌گذاران ثبات سیاسی را زیر سؤال می‌برند. شارجه با تمرکز بر فرهنگ، آموزش و تجارت محدود، ممکن است به سمت مدل مستقل حرکت کند، درحالی‌که ابوظبی و دبی هزینه‌های نظامی، امنیتی و اداری بیشتری برای کنترل مرزها و رقابت صرف خواهند کرد. در بعد ژئوپلیتیکی، این جدایی می‌تواند به بازتعریف مرزها و ادعاهای تاریخی مانند جزایر منجر شود و تامین امنیت تنگه هرمز و مسیرهای انرژی را برای شیوخ جنوبی خلیج‌فارس پیچیده‌تر کند. از منظر ژئواکونومیک نیز تقسیم دارایی‌های فدرال، بدهی‌ها و قراردادهای بین‌المللی بحران حقوقی ایجاد خواهد کرد و ارزش درهم و رتبه اعتباری امارات را کاهش می‌دهد. درنهایت چنین جدایی‌ای برای امارات ضعیف‌شده ممکن است زمینه وابستگی بیشتر به چتر حمایتی واشنگتن را فراهم کند، درحالی‌که شارجه مستقل به بازیگری با تمرکز بر امور فرهنگی تبدیل شود.

تبعات جنگ سرد شیوخ

منازعه امارات با عربستان در پرونده‌هایی مانند یمن، سودان، سومالی و سیاست مقابل ایران، شکاف عمیقی در جبهه اعراب جنوب خلیج‎فارس ایجاد کرده است. ابوظبی با سیاست‌های تهاجمی‌تر و همسویی نزدیک‌تر با اسرائیل و آمریکا، در برابر رویکرد محتاطانه‌تر و سنتی سعودی قرارگرفته و این اختلاف، شارجه راجسورتر کرده است.حاکم شارجه که همواره بر هویت عربی ــ اسلامی و وحدت محافظه‌کارانه تأکید دارد، از این شکاف برای ابراز نافرمانی ملایم اما معنادار نسبت به خط ابوظبی استفاده می‌کند. این وضعیت، شارجه را به‌عنوان نماد امارات متفاوت تقویت کرده و فشار بر ابوظبی برای حفظ انسجام داخلی را افزایش می‌دهد.

یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف سعودی و امارات، رقابت بر سر رهبری منطقه‌ای و نفوذ در شاخ آفریقاست. ریاض از سیاست‌های ابوظبی در سومالی،اریتره و جیبوتی به‌عنوان تلاش برای ایجاد پایگاه‌های مستقل و کاهش وابستگی به عربستان انتقاد می‌کند. این رقابت در کنترل بنادر و مسیرهای تجاری دریای سرخ، ابوظبی را به رقیبی جدی برای سعودی تبدیل کرده و باعث شده ریاض در برخی موارد از بازیگران دیگر برای بالانس کردن امارات حمایت کند. این تنش‎ها زمینه همراهی پنهانی عربستان با تحرکات گریز از مرکز خاندان القاسمی شارجه را افزایش داده است.